ابن المقفع ( مترجم : منشي )
مقدمهء مصحح 14
كليله و دمنه ( فارسي )
داشته است يا نه « 11 » - پى برده است كه بي اشعار و امثال و گفتارهاى برجستهء برگزيده كار كتاب ناتمام است ، از آيه و حديث و مثلها و شعرهاى نخبه و زيبا و با قوّت عربي و فارسي مبلغي در آن جا بجا گنجانيده است ، و بسياري از شعرهاى فارسي را بالخصوص چنان در كلام خود درج كرده است كه مكمّل عبارتست و جمله بي آن ناتمام است ؛ و حتّى گاهي يكي دو لفظ را در بيت تغيير داده است تا از وزن خارج گردد و مانند نثر خوانده شود ، شبيه به ساير جمل شاعرانه كه در اصل كتاب است . از همان ازمنهء نزديك بعصر مؤلّف كساني كه با اين كتاب أنسي داشتهاند و آن را ميخوانده و كتابت ميكردهاند همان اندازه كه الفاظ و عبارات آن را تغيير دادهاند ، و شايد بيشتر ، سعي در افزودن بر ابيات و امثال آن ورزيده و ابيات بسيار فارسي و عربي بمتن الحاق كردهاند ، و گاهي بيتهاى عربي را به بيت يا ابيات فارسي ترجمه كرده و آن ترجمه را در حاشيهء كتاب نوشتهاند و عاقبت داخل متن شده است ، بطوري كه هنوز صد سال از تحرير و انشاى كتاب نگذشته تعيين اينكه كدامين بيتها را واقعا خود نصر اللّه منشي آورده بوده و الحاقيها كدامهاست از مشكلات كار اين كتاب بوده است ؛ و امروز دو نسخهء خطّي قديم نميتوان يافت كه از حيث شمارهء ابيات فارسي و عربي و محلّ آنها و ترتيب توالي آنها كاملا مطابق يكديگر باشند . چند تن در قرن هفتم اهتمام به شرح كردن ابيات و امثال عربي كه در كليله و دمنه آمده است كردهاند ، و دو تن از اينان شكايت كردهاند كه رنج بسيار تحمّل كردم تا معلوم كنم كدامين بيتها اصيل است ؛ دو چنين شرح را كه عكس نسخي از آنها در دست بنده بوده است در ضمن توصيف نسخههاى مأخذ كار خويش خواهم شناسانيد ؛ يكي ديگر بوده است كه بدست من نرسيد و نميدانم نسخهء آن اصلا موجود است يا نه : ياقوت حموي در معجم الأدباء ( إرشاد الأريب ) در جزء مؤلّفات ابراهيم بن محمّد بن حيدر بن علي أبو اسحاق نظام الدّين المؤذي الخوارزمي متولّد بسال 559 كه شخصا
--> ( 11 ) مع هذا 206 / 1 ح ديده شود .